هوای دلتنگی

فقط تویی که هوایت هوای دلتنگی ست ...



کاتب بنویس از رنج تاریخ انسان

قصهء محرومان

قصهء شوکت شاهان

کاتب بنویس با خون خود بنویس

کاتب اینبار بنویس حقیقت تاریخ بشر را بنویس

در میان صفحات عمرت

در نهان تاریک خانهء ذهنت

من صداقت را اینبار

با کوله باری از هزاران رنج و حرمان

و پیکری مجنون صد هزاران تازیانه به نام حقوق انسان

و پاهایی خسته و خلیده از هزاران خس و خاشاک

در تاریخی به و سعت زمین

و در عرض انسان

و به وزن تمام صفحاتش

با چشمانی که دور زمانیست غریبند با روشنایی

به انتظار نشسته ام





 


برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٧ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط منصور طباطبایی نظرات ()


آخرين مطالب
» چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٢
» جمعه ۱۳٩٤/۳/٢٩
» تقدیم به پدر مهربانم
» هوای دفترم امشب هوای دلتنگی است
» 30 30 !
» نقطه از اول خط
» درد...
» درگذشت عدالت...
» شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٧
» پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/۱۸

Design By : RoozGozar.com