هوای دلتنگی

فقط تویی که هوایت هوای دلتنگی ست ...

 


هوای دفترم امشب هوای دلتنگی است

غرور و بغض و نیازم غریق یکرنگی است

دچار می شوم اینجا ... دچار یک غربت

تمام ثانیه هایم اسیر این جنگی است،

که در گرفته میان گریز و جا ماندن

در این هوای تمنا، چه جای دلسنگی است؟

بهانه های قدیمی هنوز بیدارند

برای من که غرورم شکسته این ننگی است

نباید از تو بگویم ... نباید از تو بخوانم

غرور لعنتیِ من دچار بیرنگی است

گذشته بودم و با خود خیال می کردم،

فقط تویی که هوایت هوای دلتنگی است

هنوز بعدِ فراقی که بین ما افتاد،

گمان ساده ی خامم به فکر همرنگی است

دوباره بی تو من امشب عروج خواهم کرد

به سوی خاطره هایی که از دلی سنگی است!
 
 
با تشکر فراوان از شاعر محترم (سرکار خانم نرگس عینی)



 


برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط منصور طباطبایی نظرات ()


آخرين مطالب
» چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٢
» جمعه ۱۳٩٤/۳/٢٩
» تقدیم به پدر مهربانم
» هوای دفترم امشب هوای دلتنگی است
» 30 30 !
» نقطه از اول خط
» درد...
» درگذشت عدالت...
» شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٧
» پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/۱۸

Design By : RoozGozar.com