در باره من

اکنون در باره ی من:


من مَردَم، یا مردُم، یا مُردَم؟


هم مَردَم، هم مردُم، هم مُردَم،


اما با کدام مایه مَردی کنم؟


و با کدام مَردُم بسازم؟


و با کدام اُمید بمانم؟


پس من، مُرده ام...


هیچم درپوچی،


دردم در بی درمانی،


زخم ام از بی مرهمی،


زردم، نه سلطان جنگلم!


برادری نزارم!


سرخم از سیلی،


آبی ام از شرمساری،


سبزم در دشتِ گل های حسرتی،


سپیدم چُون آبستنِ توفانم،


سیاهم از تبعیض،


کبودم از تازیانه ی شب!


خاکستری ام از بقایای تندیسم،



پس کیستم؟ در کجایم؟ از کجا آمده ام؟


به کجا خواهم رفت؟


اینجا کجاست؟ شما کی هستید؟

لطفا چند لحظه سکوت!


انگار از مشرق آمده، و به مغرب می روم،


شاید هم در جستجوی خانه ی کدخدا هستم


تا از سکوت دهکده و سو سوی چراغ نفتی


به آرامش برسم


اما افسوس که...؟!


/ 204 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم صبحگاهی

سلام دوست عزیزم...وقتت بخیر...خوشحال می شم که منو با آدرس جدیدم لینک کنی http://hope70315.blogfa.com/[گل][ماچ]...تو رو نفس شبنم لینک کردم.

سعیده

سلام دوست خوبم... شعرتون زیبا بود...مرسی.. نگاه من همیشه منتظر قدوم مهربونتون هست.....[گل]

sifalaw

سلام هدیه ی مطهرونی ها « عبادات بدون ورع از درجه ی اعتبار ساقط است و معلوم است نکته بزرگ عبادات، که انقیاد نفس و ارتیاض آن است و قهر ملکوت است بر مُلک و طبیعت، بدون ورع شدید و پرهیزکاری کامل حاصل نشود. نفوسی که مبتلا به معاصی خدا هستند، نقشی در آنها صورت نگیرد و نقاشی بی فایده است. تا صفحه را از کدورات و کثافات پاک و صاف نکنی، نقاشی نتوان کرد. پس، عبادات، که صورت کمالیه ی نفس است، بدون صفای نفس از کدورت معاصی فایدهه ای نکند؛ و صورتی است بی معنی و قالبی است بی روح.»

نیوشا

[گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

زهرا امامی

این شعرتون هم خوبه فقط یه کم دلگیره چرا؟ کلا ته حرفاتون همش دلگیره چرا؟[متفکر] به هر حال خوب بود

زهرا

سلام حالت خوبه

ممنون به من سرزدی

مجیدی

سلام واقعا سايتتون بي نظيره، مطالبتون، نگاهتون، انديشه تون و قلمتون عاليه عاليييييييي از ته ته دلم خبر داده بود همه مطالبتون رو تو يه روز خوندم لذت بردم واقعا دلچسب بود خسته نباشين و قلمتو پر واژه باد

بانوی تنها

مچکرم وب زیبایی دارید.