کاتب بنویس از رنج تاریخ انسان

قصهء محرومان

قصهء شوکت شاهان

کاتب بنویس با خون خود بنویس

کاتب اینبار بنویس حقیقت تاریخ بشر را بنویس

در میان صفحات عمرت

در نهان تاریک خانهء ذهنت

من صداقت را اینبار

با کوله باری از هزاران رنج و حرمان

و پیکری مجنون صد هزاران تازیانه به نام حقوق انسان

و پاهایی خسته و خلیده از هزاران خس و خاشاک

در تاریخی به و سعت زمین

و در عرض انسان

و به وزن تمام صفحاتش

با چشمانی که دور زمانیست غریبند با روشنایی

به انتظار نشسته ام





 

/ 138 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنوش

سلام...[چشمک] احوالات؟ خوبی؟[چشمک] چه قشنگ بووووووووود[پلک] مرسی که خبر دادی... فعلا خداحافظ...[چشمک][خداحافظ]

مسعود

[نیشخند]سلام منصور جان خوبی؟ این آهنگ وبلاگت خیلی قشنگه . و غمگین! من آپم داداش[گل]

موج سودا

امشب امید که یاد از سخن دوشش باد

sahel

upam pesare khub!shomaharo k ta khahesh nakonan nemiyayd!

مینا

سلام دوست عزیز.سال نو مبارک[لبخند][گل]

دیانا کیانمنش

سلام روز بخیر اخر فهمیدی گوگل جاسوسی میکنه یا نه؟ یه مطلب راجع به این قضیه گذاشتم سوال بعدی رو هم مطرح کردم تشریف بیارید با تشکر دیانا کیانمنش

سارا

دیگر نمی خواهم دچار باشم هرگز نمی خواهم ... [گل]

شب گذر

سلام مرسی که اومدی بعد از مدتها من اومدم

مینا

دوست عزیز ممنونم از محبتون.چون نمیخوام تعداد نظرات پست به علت تکراری بودن زیاد بشه با عرض شرمندگی فقط یکی از کامنتهای شما رو نمایش میدم.خدای نکرده قصد جسارت نداشتم و برای اینکه دیگران تصور نکنند قصد بالا بردن آمار رو دارم اینکارو کردم[لبخند]

ShaYan

سلام منصور جان ممنون که بم سر زدی. شما هم وبلاگ زیبایی دارید. اگه مایل به تبادل لینک بودید خبرم کنید. ممنون[گل]