دیرگاهی است...

دیرگاهی است که در این گوشه شهر

دل من درگیر است

دل من می خواهد که در این باد سحر

به افق پرگیرد

دیرگاهی است که در این گوشه دل

بغضی در حنجره ام در گیر است

چشم من می خواهد

دلی در برگیرد

دیرگاهی است که در این گوشه بغض

عربده ای درگیر است

دل من می خواهد

نعره ای سرگیرد

دیرگاهی است که در این لحظه شوم

روح من می خواهد

بوسه ای از لب مردن گیرد

دیرگاهی است......
/ 118 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید جمال طباطبایی

سلام امدم و استفاده کردم دیگر به ما سر نمی زنید منتظر شما و حضور گرمتان هستم بدرود

مریم

دوست عزیز آپم خوشحال میشم بیای[لبخند][گل][گل]

یک رهگذر

دل دیوانه با تو آرام میشود؛‌ خالی لحظه ها با تو پرفام میشود[گل]

ktm

سلام .شما هم وبلاگ خوبی داری عزیز شعری قشنگیه

ktm

این ایدی منه خوشحال میشم درباره وبمون صحبت کنیم رفیق mkjohncena@yahoo.com

سید جمال طباطبایی

با سلام بازم امدم وزیبا بود چرا مطلب جدید نمیگذارید من در وبم شعری از فروغ اورده ام که برای شوهرش گفته و جایی چاپ نشده در نامه هایش پیدا کردم حتما بخوان زیباست

h7

[چشمک]سلام...خوبین؟؟؟[پلک]آپتون خیلی قشنگ بود[دست][گل] قالب نوهم مبارک باشه[زبان] راستی منم آپم...یادتون نره بهم سر بزنین[خجالت][گل]

چیستا

خیلی خوب بود دوس داشتی یه سرم به ما بزن[نیشخند]

مینا

سلام. من به روزم و منتظر[گل]

mansour

hi khofiiiiiiiiiiiiiiiiiii web bohali dare khoshem omde az web u mitonam be u chet konam id gozashte add kon meghsi baye jeset ferand